مجتبى ملكى اصفهانى

212

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

ترادف به عنوان « اشتراك » رجوع شود . ترتّب در موارد فراوانى ديده مىشود كه برخى از مردم واجب را ترك مىكنند و به انجام مستحبى مىپردازند كه چه‌بسا همان مستحب ، موجب فوت واقع مىشود ، و يا اينكه واجب فورى و مضيق و مهم‌تر را ترك مىكنند و به واجب ديگرى مىپردازند . مانند كسى كه بدهى واجبى دارد ولى با پولى كه بايد بدهى خود را بپردازد ، به زيارت مستحبى مىرود ، و يا در حالى كه آخر وقت است و تنها به اندازه چهار ركعت به غروب آفتاب مانده ، به جاى پرداختن به فريضه نماز عصر ، مشغول خواندن نماز آيات مىشود ، و يا اينكه در اين وقت شروع مىكند به خواندن نماز قضاى روز قبل خود . خلاصه اينكه ، فعل اهم را ترك مىكند و به مهم مىپردازد . در اين قبيل موارد حكم چيست ؟ آيا كسى كه واجب اهم را ترك كرده و به انجام واجب مهم مشغول شده است ، در مقابل ترك اهم گناهكار است و در مقابل انجام واجب مهم پاداش مىگيرد ؟ و يا چون وظيفه‌اش واجب ديگرى بوده است و عملى را كه ضد آن واجب اهم بوده انجام داده ، هيچ پاداشى نمىگيرد ؟ جواب اين است كه اگر كسى معتقد باشد صحت عبادت متوقف بر وجود امر فعلى به آن نيست ، و امر به شىء مقتضى نهى از ضد آن نيست ، يا نهى در عبادات موجب فساد نيست ، مشكلى در صحت و اجر داشتن آن فعل مهم